تحلیل راهبردی تبعات انتصاب مدیریت جدید در سازمان آب و برق خوزستان

خلاصه خبر
سازمان آب و برق خوزستان به عنوان متولی حیاتیترین شریانهای آبی کشور، نقشی کلیدی در حفظ تعادل زیستمحیطی، امنیت غذایی و ثبات اجتماعی ایران ایفا میکند. در روزهای اخیر، طرح نام «فراز رابعی غلامی» جهت تصدی پست مدیرعاملی این سازمان، موجی از نقدهای تخصصی و نگرانیهای جدی را در میان نخبگان و جامعه محلی ایجاد کرده است
این تحلیل به بررسی زاویای پنهان این انتخاب و تأثیر آن بر آینده توسعه پایدار خوزستان میپردازد.
۱-واکاوی کارنامه مدیریتی، تقابل تخصص و تجربه
هر انتصابی در لایه اول مدیریتی، بر اساس ثبت سوابق سنجیده میشود. در مورد گزینه مطرح شده، دو محور اساسی مورد نقد کارشناسان است:
-مدیریت ریسک و پایداری مخازن: تجربه پاییز ۱۳۹۸ و تصمیمات اتخاذ شده در حوزه رهاسازی آب سدها، نشاندهنده الگویی از مدیریت است که از دیدگاه برخی منتقدان، منجر به کاهش تابآوری آبی استان در دورههای خشکسالی متعاقب شد. این پرسش مطرح است که آیا مدلهای تصمیمگیری ایشان با شرایط اقلیمی ناپایدار خوزستان همخوانی دارد؟
-پارادایم فکری در قبال انتقال آب: مهمترین نقطه افتراق نخبگان استان با گزینه مذکور، به دیدگاه ایشان در مورد پروژههای انتقال آب بینحوضهای بازمیگردد. حمایت از طرحهای انتقال آب از سرشاخههای کارون در سال ۱۴۰۰، وی را در جایگاه مدافع سیاستهایی قرار داده که از نظر علمی، ناقض حقوق حوضه مبدأ و تهدیدکننده دبی پایه رودخانه کارون است.
۲-پیامدهای استراتژیک انتصاب در ابعاد سهگانه
انتصاب مدیری با سوابق یادشده، فراتر از یک جابجایی اداری، پیامدهایی سیستمی به همراه خواهد داشت:
-بعد اجتماعی (سرمایه و اعتماد):
خوزستان به دلیل تنشهای آبی سالهای اخیر، بستری حساس از نظر اجتماعی دارد. انتصاب فردی که ذهنیت مثبتی نسبت به طرحهای انتقال آب دارد، میتواند به معنای نادیده گرفتن مطالبات محلی تلقی شده و منجر به فرسایش سرمایه اجتماعی نظام مدیریتی در استان گردد.
-بعد اقتصادی و پایداری کشاورزی:
با کاهش دبی ورودی به پاییندست در اثر سیاستهای انتقال آب، زنجیره تولید در قطب کشاورزی ایران دچار گسست میشود. تهدید حقآبههای کشاورزی مستقیماً با معیشت هزاران خانوار گره خورده و میتواند روند مهاجرت از روستا به حاشیه شهرها را شتاب بخشد.
-بعد زیستمحیطی (امنیت اکولوژیک):
کاهش جریان آب در کارون و جراحی، منجر به پیشروی آب شور در اروندرود و نابودی نخلستانها، و همچنین خشکیدگی تالابهایی نظیر هورالعظیم و شادگان میشود. انتصاب مدیری که اولویتهای برونحوضهای را بر پایداری اکوسیستم ترجیح دهد، ریسک بروز کانونهای جدید ریزگرد را دوچندان میکند.
۳- ضرورت تغییر رویکرد در گزینش مدیریتی
استان خوزستان در شرایط کنونی به مدیرعاملی نیاز دارد که بر مدیریت جامع حوضه آبریز با اولویت پایداری داخلی متعهد باشد. ویژگیهای غیرقابل اغماض برای این جایگاه عبارتند از:
-پایبندی مطلق به صیانت از حقآبههای زیستمحیطی و قانونی استان
-تخصص در بازچرخانی آب و ارتقای بهرهوری به جای تمرکز بر سازههای انتقال
-توانایی برقراری دیالوگ سازنده با جامعه محلی و جلب اعتماد عمومی
انتخاب مدیریت سازمان آب و برق خوزستان، آزمونی برای رویکرد عدالتمحور و تخصصی دولت در قبال مدیریت منابع طبیعی است. با توجه به ابهامات موجود در سوابق و دیدگاههای فراز رابعی غلامی نسبت به مسائل بنیادین آب در خوزستان، این انتصاب میتواند گسست میان بدنه کارشناسی و بدنه اجرایی را عمیقتر کرده و هزینههای گزافی را به پایداری سرزمین خوزستان تحمیل کند. بازنگری در این تصمیم و گزینش چهرهای با نگاه صیانتی نسبت به کارون، ضرورتی غیرقابل انکار برای حفظ ثبات و توسعه استان است.


























کامنت ها